الشيخ علي الكوراني العاملي

79

فرهنگ موضوعي احاديث امام مهدي ( ع ) ( فارسى )

لذا سليمان او را گرفت و در جزيره اى از جزائر بحر حبس نمود . » ابن حجر مي‌افزايد : « به خاطر آنكه امر در مورد دجال بسيار مشتبه است بخارى در صدد ترجيح [ در ميان اخبار ] بر آمده و تنها روايت جابر از عمر كه درباره‌ى ابن‌صياد است را آورده ، و حديث فاطمه بنت قيس را كه در جريان تميم مي‌باشد نقل نكرده است ، از اين رو برخى چنين پنداشته‌اند كه حديث فاطمه غريب مي‌باشد و آن را رد كرده ، حال آنكه چنين نيست . » پس از آن ابن حجر به رد روايتى كه دجال را اهل مصر عنوان مي‌كرد [ و پيشتر گذشت ] پرداخته و در 13 / 277 مي‌نويسد : « گمانم اين است كه اين خبر نادرست مي‌باشد ، زيرا حديث صحيح دلالت دارد كه هر پيامبرى پيش از پيامبر ما ، قوم خود را از دجال بر حذر داشته است . اين مطلب هم كه او به آن مدت [ سى سال ] قبل از خروجش به دنيا مي‌آيد ، با اينكه او ابن‌صياد است و نيز آنكه در جزيره اى از جزائر بحر در بند مي‌باشد ، تنافى دارد . » سخنان ابن حجر طولانى است و در آن به دجال تميم تمايل بيشترى نسبت به دجال عمر نشان مي‌دهد ! وى تلاش كرده تا بين آن دو چنين جمع كند : « نزديكترين وجهى كه مي‌توان بدان بين حديث تميم و ابن‌صياد جمع نمود ، آن است كه دجال همان كسى است كه تميم او را در بند ديده ، و ابن‌صياد شيطانى است كه در آن مدت به صورت دجال آشكار شد تا آن هنگام كه به سوى اصفهان رفت و با رفيق خود در آنجا پنهان شد ، تا آن زمانى كه خداوند خروج او را در آن مقدر داشته فرا رسد . » جمعى كه ابن حجر ارائه داده صحيح نمي‌باشد ، چرا كه ابن‌صياد در مدينه از دنيا رفت ، در حالى كه دجال تميم و دجال كعب‌الاحبار در بند هستند و جز در هنگام خروجشان آزاد نخواهند شد . ابن حجر با وجود علم و آگاهي ، در احاديث پيرامون دجال سرگردان مانده است ، پس حال ديگر عالمان آنان چگونه است ؟ مشكلى كه بزرگان علماى سنى دارند ضعف ذهنى نيست ، بلكه در مواد قضايايى است كه آن را مفروض گرفته‌اند و دليل آنان صحت سند است ، و همين امر است كه آنها را مجبور به پذيرش متناقضات كرده ، به حشوى گرى و نوآورى وا مي‌دارد !